قدرت ؛ فضيلت کشي و رذيلت پروري

سيّد مهدي ميرقيّوم نيا

           شايد اگر تلاش هاي هوشمندانه ميرزا تقي خان اميرکبير نبود؛ ناصرالدين شاه هرگز نمي توانست در تاريخ اول آبان ماه سال 1227 هجري شمسي،پس از شش هفته، از تبريز وارد تهران شود و يک روز پس از آن نيز در کاخ گلستان تاج گذاري کند. حدود شش سال بعد ، در تاريخ ۱۲۳۳ شمسي حکم قتل ميرزا تقي فراهاني مشهور به اميرکبير، نخستين صدراعظم با کفايت، انديشمند و سليم النفس ناصرالدين شاه ، توسط شخص شاه صادر شد. او پيش از اين با دسيسه هاي دو سفارت خانه روس و انگليس ، رجال خودفروخته و نيز سعايت مهدعليا؛ مادر توطئه گر شاه، به فين کاشان تبعيد شده بود. عظمت و مهابت شخصيت او  چنان فرا گير بود که اصحاب قدرت نتوانستند حتي سايه ي عزت در تبعيدش را نيز تحمل کنند. اين بود که حمام فين کاشان مقتل اين بزرگمرد بي بديل تاريخ سياسي ايران شد.

     متن حکم شاه به شرح زير بود: (( چاکر آستان ملائک پاسبان ، فدوي خاص دولت ابد مدت، حاج علي قلي خان، پيشخدمت خاصه، فراشباشيِ دربار سپهر اقتدار، مأموريت دارد که به فین کاشان رفته ،ميرزاتقي خان فراهاني را راحت نمايد و در انجام اين مأموريت بين الاقران مفتخر و به مراحم خسرواني مستظهر بوده باشد.))

        مجري فرمان شاهانه ، يعني حاج علي قلي خان اعتماد السلطنه (و حاجب الدوله بعدي) فرزندي داشت به نام محمد حسن خان(اعتمادالسلطنه ي دوم)! محمد حسن خان ؛ مترجم مخصوص و وزير انطباعات شاه ،جزييات اجراي حکم توسط پدرش را در کتاب صدر التواريخ گزارش داده است.او مي نويسد:(( خواستند امين دولتخواهي را... کاشان فرستند تا او را دفع دهد و خيالات همگان را آسوده سازد!...قرعه اين خدمت! را که فايده عمومي! داشت به نام والد مولف،حاج علي قلي خان اعتمادالسلطنه زدند....او به چاپاري روانه ي کاشان شد... از امير استفسار کرد. گفتند در حمام است...)). به اين ترتيب رگ امير را گشودند و در غايت کار ميرغضب ((دستمالي ابريشمين را لوله کرده در حلقش فرو مي برد و گلويش را مي فشارد تا جان دهد....))

        شاهزاده ستم پيشه اي چون مسعود ميرزا ظل السلطان فرزند ناصرالدين شاه در ((تاريخ مسعودي))، به قتل او توسط پدرش اقرار مي كند و مي نويسد: ((ميرزا تقي خان اميرنظام در اوايل دولتش مدرسه برپا كرد و ترتيب قشون داد و كارهايي كرد. آنچه كه ما امروز داريم از آثار اين مدرسه است اما بيچاره سرش را در اين راه داد. از روي انصاف بگويم و خدا را به شهادت مي طلبم كه در مورد مقام آن مرد نمك به حلالِ يكتا غلو نكردم. او از خواجه نظام الملك؛ وزير سلاجقه، صاحب بن عباد؛ وزير ديالمه و پرنس بيسمارك، لرد پالمرستون و ريشليو فرانسوي و پرنس كارچه كف روس بحق با عرضه تر بوده است. در جمعه ۱۷ ربيع الاول ۱۲۶۸ در حمام كشته شد و او را فصد كردند و به ديار عدمش فرستادند ولي آثار او هنوز با قي است.))

      جانشين اميرکبير اما يکي از رذل ترين وفاسدترين رجل سياسي قاجاريه يعني ميرزا آقاخان نوري، مستمري بگير سفارت انگليس بود! اعتماد السلطنه در همان کتاب صدرالتواريخ مي نويسد: (( ... وقتي مي خواسته اند صدارت را به ميرزا آقاخان نوري دهند؛ او اعدام ميرزا تقي خان را جزو صدارت خود قرار مي دهد تا کار او قوامي پيدا کند.)). اين ميرزا آقاخان نوري چنان به اصل ((هدف وسيله را توجيه مي کند)) اعتقاد داشت که مي گفت: (( براي رسيدن به هدف و پيروزي ، اگر لازم شد بايد محاسن در ماتحت خر فرو برد، و وقتي مقصود حاصل شد؛ مي توان محاسن را خوب شست و معطر به گلاب و عطريات کرد!)). هم او پس از مرگ اميرکبير با شادمانی در عريضه اي به شاه نوشت: ((بحمدالله ميرزاتقي خانِ غير مرحوم به دَرَک واصل شد!..)).

       گذشته ي استبدادي کشور ما از اين دست فضيلت کشي ها و رذيلت پروري ها بسيار به خود ديده است . شکي نيست که استبداد، استعداد کُش است، اما کشتن اميرکبير نقطه اوج فضيلت کشي استبدادي در کشور ما است. قتل شخصيتي چون اميرکبير، ديگر فناي يک رجل سياسي نيست ، که قتل ملتي است! شايد حقيقتي گزنده تر از اين نباشد که نهضت اصلاحات امیر همزمان با((انقلاب ميجي)) در ژاپن آغاز شد. نتيجه ي انقلاب ميجي يا »نهضت صلح روشن« ، ژاپن را در زمره ي قدرت هاي برتر جهان در آورد. از هر ژاپني بپرسيد؛وجود ژاپن نوين را  مديون سياست هاي امپراطور ميجي مي داند. در ايران اما هنوز...!  اين طنز بسيار تلخي است که ميرزاتقي خان اميرکبير چهار سال زودتر از ژاپن، دارالفنون(پلي تکنيک) را بنا نهاد، اما سال افتتاح دارالفنون ، سال قتل اميرکبير نيز بود! اين است که اصلاحات در ايران ، در چنبره ي استبداد، مرده به دنيا آمد!

      اين صفت فضيلت کشي و رذيلت پروري ، از صفات لاينفک ديکتاتور و ((امين)) هاي((دولتخواه)) آنان است.متاسفانه جوامع رشد نايافته؛ فضيلت کشي و رذيلت پروري با مقياس وسيعي رايج است.آري ((راحت کردن))! شخصيتي مانند اميرکبير، ((ناراحتي)) ملتي را براي قرن ها در پي خواهد آورد!