قدرت، نظرسنجي و نظرسازي

   سيد مهدي ميرقيّوم نيا        

           تيمسار ناصر مقدم ، آخرين رئیس ساواک شاه در خصوص ظاهرسازي ، فريبکاری و بي خبر نگه داشتن شاه از اوضاع جاري کشور توسط ساواک ، گفته بود که :

        ((شاه هر وقت مي خواست جايي برود ، خيابان هاي مسير او را اسفالت جديد مي کشيدند وآب و جارو مي کردند و نظاميان را با لباس شخصي مرتب در دو سوي خيابان مي گذاشتند تا براي او دست بزنند و هورا بکشند! يک بار تصميم گرفته بود براي بازديد يکي از روستاهاي اطراف مس سر چشمه ي کرمان برود. مسوولان محلي چند ساعت قبل از ورود تمام خانه هاي گلي روستا را رنگ سفيد ماليدند و در هر خانه ي روستايي، چند فرش ماشيني  پهن کردند و یکي يک تلويزيون رنگي هم در منازل روستائيان قرار دادند. حتي به گردن دهاتي ها کراوات بسته بودند! و من که در آن سفر همراه شاه بودم ؛ از ديدن آن منظره ]کراوات هاي کريستين ديور برگردن روستائياني که کلاه نمدي بر سر داشتند و معلوم بود ، هرگز در عمر خود براي يک بار هم گره زدن کراوات را تمرين نکرده اند[ خنده ام گرفته بود؛ اما شاه از اين که روستاييان تلويزيون رنگي داشتند و از کراوات استفاده مي کردند؛ آن قدر خوشحال شد که خطاب به اسدا...علم(وزير دربار وقت) گفت : وضعيت روستاهاي ايران بهتر از روستاهاي اروپاست! علم تعظيم کرد و گفت: همه ي اين مواهب، بر اثر رهبري داهيانه ي اعليحضرت نصيب ملت ايران  شده است!

        لحظاتي پس از مراجعت شاه، رئیس ساواک کرمان (آرشام) ظرف چند ساعت ، همه ي تلويزيون ها و فرش ها را از روستائيان باز پس گرفت!!!))      من و فرح پهلوی-جلد2

         در حاکميت هاي مردم سالار ، اصل بر رضايت عمومي است. چرا که دولت و حکومت برآمده از اراده ي مردم است. حاکمان و مديران جامعه در هر سطحي نيز اين اصل را با تمام وجود پذيرفته اند. روش اداره ي جامعه نيز متناسب با خشنودي عمومي است.در اين گونه نظام هاي سياسي،سازوکارهايي پيش بيني مي شود که در همه ي تصميم گيري ها، رضايت عمومي رصد و سنجيده شود. اين است که جداي از انتخابات رسمي ، نظرسنجي هاي علمي در خصوص سياست هاي اجرايي حاکميت ، اساس تصميم سازي ها است. وجود احزاب و سازمان هاي مستقل و مردمي و رقابت آنها، متکي بر رضايت عمومي است.

       در حاکميت هاي يکه سالار اما اصل بر رضايت حاکميت است. از آنجا که مدیران و حکومت گران در هر سطحي خود را وام دار قدرت مطلقه و ديکتاتور مي دانند؛ جز به رضايت سلطان نمي انديشند. بديهي است که در اين نوع ساختار حکومتي ، رضايت عمومي ارج و اعتباري ندارد. اگر هم زماني نظر مردم از اهميتي برخوردار شود؛ مديران به جاي نظرسنجي ، نظرسازي مي کنند و نارضايي مردم را رضايت جلوه مي دهند تا خاطر مبارک ديکتاتور اندک ملالي نپذيرد! و ((وضعيت روستاهاي ايران)) را (( بهتر از روستاهاي اروپا!)) ببينند!

      اگرچه حکومت هاي استبدادي ، نارضايي عمومي را مخفي کرده و بازتاب نمي دهند، اما وجود پنهان و رشد مخفيانه ي آن به مانند موريانه اي تاروپود حکومت را مي خورد و به نقطه اي بي بازگشت مي رساند. بايد به ياد داشت که انقلاب اسلامي سال 57 در اوج ثبات ظاهري حکومت شاه و رضايت نمايشي جامعه رخ داد و شوکي مستقيم بر ديکتاتور بود.

      ارتشبدفردوست در کتاب مشهور((ظهور وسقوط سلطنت پهلوي)) از روز 15 آبان 1357 ياد مي کند که شاه به همراه ازهاري با هلیکوپتر تمام سطح شهر را از آسمان مورد بازديد قرار داد. شاه خطاب به ازهاري گفته بود : ((همه ي خيابان ها مملو از جمعيت است؛ پس موافقين من کجا هستند؟!)). ازهاري پاسخ داده بود: ((در خانه هاي شان!)). آخرين اميد محمدرضا به يأس بدل شد و گفت : ((پس فايده ي ماندن من در اين مملکت چيست؟!))

     بي هيچ شبهه اي حاکميت هايي از ثبات و پايداري برخوردار می شوند که نارضايي عمومي را صادقانه رصد کنند و بر رفع مجدانه آن بکوشند. ترديدي نيست که بهترين بازتاب دهنده ناخشنودی جامعه، مطبوعات مستقل اند.