اخلاق و سیاست (19)
استبداد و معیشت
سید مهدی میرقیوم نیا
۱- محمدحسن خان اعتماد السلطنه ، وزیر انطباعات اواخر دوره ی ناصری در کتاب «روزنامه ی خاطرات اعتماد السلطنه» در روایت تاریخ شنبه ۱۱محرم ۱۲۹۹ قمری در باره ي رفتار معیشتی ناصرالدین شاه قاجار می نویسد:
(( اگر چه امروز بنابود مجمع وزراء احضار شوند ؛ به واسطه ی سوار نشدن چند روزه ، سلطنت آباد رفتند. من هم در رکاب بودم. در سلطنت آباد برگ درخت زیاد به واسطه ی خزان در باغچه ها ریخته بود.فرمودند ؛ چه عیب دارد این برگ ها را حمل به شهر کرده ،بفروشید؟! عرض کردم ؛ برگ درخت مشتری ندارد. چنانچه یک سال هم چنین کردیم ؛ قاطر و شتر دیوان مدتی معطلی کشید؛ هیچ عاید نشد و آنگاه ، رسم نیست برگ فروختن! این برگ ها در باغچه بماند و بپوسد ؛ جزو خاک شود ؛ به منزله ی کوت(کود) شود . بعد فرمود : پس مخارج حمام چرا بدهم؟! برگ ها را بسوزانید! عرض کردم ؛ برگ (را) در تون حمام نمی توان سوزاند. آتش برگ قابل گرم کردن حمام نیست!
خلاصه این پادشاه در اغلب مواقع از صدهزار تومان گذشت می کنند ؛ گاهی قناعت را به حدی می رسانند که برگ درخت باغ را می فروشند! از سلطنت آباد ( به) نیاوران که تازه به صاحبقرانیه موسوم شده، رفتند. عصر مراجعت به شهر فرمودند. گربه ای در سلطنت پیدا شد که طرف میل خاطر مبارک شده ، با خودشان شهر آوردند.))
۲- دوستی که برای یک مأموریت تحقیقی ، به چین سفر کرده بود؛ برای نگارنده نقل می کرد که در این کشور قند نایاب است و مردم برای صرف چای از شیرینی های گیاهی استفاده می کنند. این دوست می گفت که علت را جویا شدم؛ پاسخ این بود که منشأ آن دوران مائو تسه دون رهبر انقلاب چین است. رهبر چین در آن دوران به طور مستقیم ضمن نطقی رادیویی از مردم خواسته بود که به دلیل حجم عظیم مصرف برخی از کالاهای وارداتی(به ویژه قند) و هزینه سنگین ناشی از آن ، از مصرف آنها جداً خودداری کنند.از جمله نکاتی که مائو در نطق مزبور مطرح کرده ، این بود که : (( ...من خود از امروز برای صرف چای ، قند مصرف نخواهم کرد. از ملت بزرگ چین هم می خواهم که چنین کنند....))
- در گذشته ی استبدادی کشور ما ، از آنجا که حاکمان خود را مالک بی رقیب ثروت و قدرت کشور می دیده اند، با اموال عمومی بلهوسانه و از سر تفنن برخورد می کرده اند. حاکمان استبدادی زمانی چنان رفتار خست آمیز داشتند که صرف هزینه ای اندک را در اموری مهم برنمی تابیدند؛ اما در مقابل برای امور بی ارزش ، هزینه های گزاف می پرداختند.چنان که ناصرالدین شاه برای صرفه جویی تمایل دارد که برگ های بی مصرف و خزان زده ی سلطنت آباد را بفروشد؛ اما از سوی دیگر برای دوران پیری گربه ای بی ارزش به نام ببری خان، ۴۰۰ لیره مقرری تعیین می کند و به قول اعتمادالسلطنه ((اغلب مواقع از صد هزار تومان گذشت می کنند!)).
- الگوی اقتصادی مردم در کشورهایی نظیر کشور ما ، روش معیشتی رهبران و طبقات مرفه آن جامعه است.در واقع مردم اغلب از حاکمان خود ، درس اقتصاد و رفتار معیشتی می آموزند. از این روست که اگر رهبران جامعه خواهان تغییر در الگوی رفتار معیشتی مردم اند؛ بی هیچ شکی باید از خود شروع کنند. نمی شود که از مردم یک جامعه خواست که رفتار تجملاتی و مصرف گرایانه را کنار نهند؛ اما مسوولان آن جامعه شدیدا مبتلا به اسراف ، ولخرجی ، مصرف گرایی و خاصه خرجی از اموال عمومی بوده و کمترین تغییر در الگوی مصرف در حوزه ی اجرایی و زندگی خصوصی خود را برنتابند. آیا به راستی می توان از کنار این کلام شریف رسول گرامی اسلام(ص) گذشت که: ((مردم به حاکمان خود شبیه از والدین خودند))؟ آیا حقیقتا تفاوت برخورداری مدیران ارشد ومیانی کشور ما از امکانات اقتصادی با برخورداری طبقات میانی و پایینی کشور از همان امکانات، قابل قبول است؟ وقتی ادعا می کنیم که پیشوای ما، بزرگ مرد تاریخ بشریت علی(ع) است که می فرماید: ((بر رهبران عدالت واجب است که زندگی خود را هم سطح با زندگی ضعیف ترین طبقات قرار دهند.))، چگونه می توان این درجه از تبعیض در بهره وری معیشتی را پذیرفت؟اگر تحریم عمومی مصرف قند در چین پس از سال ها همچنان ادامه دارد؛ نتیجه ی صداقت رفتاری رهبر چین، دست کم در این مورد است.
- صد البته می دانیم که تغییر الگوی معیشتی صرفا با موعظه و توصیه ، به سرانجام نمی رسد. این تغییر و شیوه ی اجرای آن باید در برنامه ریزی های اساسی و اقتصاد کلان کشور دیده شود. قبل از آن نیز باید نگاه مسوولان، نگاه علمی به تغییر معیشت جامعه باشد؛ نه دید سطحی و آمرانه به آن. قانونمند کردن رفتار اقتصادی مردم به شیوه ی علمی، امری تدریجی ، منطقی و مستلزم بهره گیری از همه ی امکانات علمی و مدیریت دقیق نیروهای کارآمد انسانی است.
بدیهی که در جوامع استبدادزده ، به دلیل غیاب نگاه علمی ، بافت خاص قدرت و هیرارشی حاکم بر آن جوامع ، اصلاح الگوی مصرف، یک شوخی بیش نیست.