اخلاق و سیاست (21)
دیکتاتور؛شخص اول! سبقت ممنوع!
سید مهدی میرقیّوم نیا
۱-منوچهر فرمانفرماییان ، شاهزاده ی قاجاری و از مقامات با نفوذ حکومت پهلوی دوم ، در کتاب خاطرات خود به نام «خون و نفت» ، با بیان واقعه ای از بازداشت خود در دوره ی پهلوی یاد می کند. او می نویسد : ((درست جلوی در خانه ، یک موتور سیکلت پلیس که یک صندلی کنار هم داشت؛ ناگهان جلوی اتو مبیلم پیچید... یک پاسبان پرید و کنار من نشست و دستور داد به اداره مرکزی پلیس برویم!... در اداره ی پلیس داخل اتاق یک ستوان پشت میزی نشسته بود. نام ونشانی ام را پرسید و این که وسط روز کجا بوده ام ؟ گفتم در خانه بوده ام و...))
خلاصه ، شاهزاده بدون این که تفهیم اتهام شود؛ شب را در بازداشت به سر می برد. آن چنان که او روایت می کند؛ صبح از نگهبان معتدلی ، موضوع اتهامی خود را جویا می شود: ((او حقیقت امررا به من گفت: بله آقا شما جرم سنگینی مرتکب شده اید و مجازات خواهید شد. وسط روز اتومبیل شما از اتومبیل ولیعهد سبقت گرفته است! شماره ی اتومبیل تان را برداشته اند... مات ومبهوت به او نگاه کردم. وسط روز من در خانه منتظر بودم که (برادرم) عزیز، با ماشین برگردد... ناگهان خنده ام گرفت! اشتباه شده بود! خدار را شکر کردم که مرا به جای برادرم برای چنین جرم احمقانه ای بازداشت کرده اند. با این حال بی معنا بودن جرم ، تکان دهنده بود. هرقدر هم که آدم به خشونت ها و سخت گیری های دیکتاتوری عادت کرده باشد؛ باز هم استبداد رأی آن، آدم را به وحشت می اندازد.)
۲- جلیل بزرگمهر؛ افسر ارتش شاهنشاهی و وکیل تسخیری دکتر محمد مصدق ، در کتاب «خاطرات جلیل بزرگمهر از دکترمحمدمصدق» ، می نویسد: (( گویند هویدای معدوم در جلسه ی یکی از سخنرانی های تبلیغاتی برای حزب واحد رستاخیز! (دولتی) که در اصفهان منعقد بوده ، در (حال) استماع بیانات ناطق و سخنران بوده است که سخنران یکی از نوچه های پررو و پرگو و چاخان در پشت میز خطابه ، در وصف شاهنشاه عظیم الشأن ضمن ردیف کردن اوصاف اولیه اش، می پراند:
(( اعلیحضرت همایون شاهنشاه آریامهر ، اول شخص مملکت… مادرمرده جمله اش را به پایان نرسانده بود که هویدا با قیافه ی آشفته(مصنوعی) فنروار از جا می جهد و میان نطق سخنران می پرد؛ ناطق را مورد عتاب و خطاب قرار داده و می پرسد: مگر شخص دومی در مملکت هست که شاهنشاه اولش باشد...؟!))
ذات دیکتاتوری دوم بودن را نمی پذیرد ؛ دیکتاتور همیشه اول است و یا بهتر است بگوییم در مورد او ، اصلا اول و دومی معنا ندارد! هیچکس با او مقایسه نشده و نباید بشود! دیگران محو اویند! در آلمان توتالیتر- هیتلری ، اساسی ترین شعار این بود که : (( پیشوا برتر از همه!)). این برتری پیشوا به هر شکل ممکن باید در جامعه تبلیغ شود ؛ تا کسی جرأت نکند که حتی برتری واقعی و طبیعی خود را نسبت به پیشوا و وابستگانش ، در هیچ زمینه ای، به نمایش بگذارد! حتی سبقت رانندگی از ولیعهد جرم محسوب می شود؛چه رسد به امور عمده ی کشوری!
دکتر علی بهزادی ؛ مدیر مجله ی سپیدوسیاه در جلد اول کتاب ((شبه خاطرات)) می نویسد که هویدا درباره ی کتاب ((به سوی تمدن بزرگ))محمدرضاپهلوی ، گفته بود ؛این کتاب با ارزش ترین و پر اهمیت ترین کتاب تاریخ دوران جدید است!
این ادعای وقیحانه ، یعنی قربانی کردن این همه کتب ارزشمند ، از این همه نویسنده فرزانه و پر ارج در پای دیکتاتوری! این است که استبداد مظهر ظلم و استعدادکشی است.