اخلاق و سياست(۲۴)
انتخابات و حاکمیت استبدادی!
سيد مهدي ميرقيّوم نيا
جهانگیر تفضلی از وزرا و کارگزاران با نفوذ حکومت محمدرضا شاه، در کتاب «خاطرات»خود می نویسد:
هنگامی که انتخابات در دوران حکومت سپهبد زاهدی فرا رسید؛ شاه فرمود: «شما باید از گناباد وکیل شوید»عرض کردم که: «اگر اجازه بفرمایید ، بنده از بیرجند وکیل شوم ، خیلی بهتر خواهد بود.زیرا اعلیحضرت بنده را وکیل مجلس می فرمایند ؛ اما خویشان بنده و سایر متنفذین محل مرا وکیل خودشان خواهند پنداشت و برای کارهای مختلف از قبیل گذرنامه برای زیارت کربلا و مکه ، رجوع به بیمارستان و پزشک ، به بنده مراجعه خواهند کرد و حداقل هروقت به تهران بیایند؛ باید از آنان پذیرایی کنم یا دست کم ملاقات هایی با من داشته باشند . با کارهای مختلفی که اعلیحضرت به بنده رجوع می فرمایند؛ فرصت آن کارها را نخواهم داشت و اصولا از این گونه کارها بلد نیستم؛ اما اسدالله عَلَم در هر صورت به کارهای بیرجندی ها می پردازد و بنده هم به اوامراعلیحضرت!»
شاه فرمود: «بسیار خوب به عَلَم بگویید که مقدمات کار شما را برای بیرجند فراهم کند»
این کار شد ؛ یعنی مخلص نامزد وکالت بیرجند شدم. هنوز هفته ای بر این قرار نگذشته بود که خان ها و سایر متنفذین زابل ، به صورت بی سابقه و نزدیک به قیام ،با نامزدی «خزیمه عَلَم»مخالفت کردند و عَلَم برای وکالت پسرعمو و شوهر خواهر خود ، ناچار شد که او را کاندیدای بیرجند کند .
با این که خزیمه عَلَم در بیرجند هم دشمنان موثر و مخالفین فراوان داشت؛ نفوذ وسیع امیر اسدالله خان عَلَم می توانست او را به مردم بیرجند تحمیل کند و مرا نیز به مردم زابل. این کار با اجازه ی شاه شد و به انجام رسید!
اما برای زابل من پیشنهاد کردم که اگر امیر اسدالله عَلَم نفر اول بشود و بنده با اختلاف رأی کمی نفر دوم ، این برای مردم زابل که علم ، به خصوص پدر وی ، امیرشوکت الملک ، مورد محبت آنان بود کمتر زننده خواهد شد. من که بسیاری از شهرهای ایران را دیده ام ، حتی زاهدان و قسمتی از بلوچستان را ، زابل را ندیده بودم و هنوز هم ندیده ام!
این بود ماجرای وکالت من از شهری که آن را ندیده بودم و هیچیک از متنفذین يا مردم آن جا را هم نمی شناختم!»
***
در جوامع مردم سالار و دموکراتیک ، انتخابات رکن اساسی حاکمیت را تشکیل می دهد. حضور پر رنگ احزاب مستقل از قدرت ، در صحنه ی سیاسی و رصد دائمی و نظارت مستمر از سوی نهادهای مردمی برعملکرد حاکمیت،از بدیهی ترین امور سیاسی جامعه است. اصولا در جوامع مدرن ، نمی توان مشروعیت حکومت را مستقل از رأی مردم دانست. تصور هر گونه تخلف در رأی گیری و انتخابات ، اخلال اساسی در بنیادهای جامعه دموکراتیک است که هرگز امکان ظهور نمی یابد.
در جوامع استبدادی و تمامت خواه، اما حاکمان دیکتاتور هیچ اعتباری برای رأی مردم قائل نیستند. هیچ گزینشی بدون نظر مثبت هیئت حاکمه صورت نمی پذیرد. استبداد حکم می کند که چه کسانی برگزیده و چه کسانی حذف شوند. اراده ی حاکم یا حاکمان حکم می کند که چه کسی و از چه مجرایی انتخاب شود. جهانگیر تفضلی از کجا ، خزیمه علم از کجا و...! اما نگاه تحقیرآمیز به رأی مردم و تقدم اراده ی استبداد بر خواسته های مردم، بر سر استبداد، آن می آورد که بر سر حاکمیت هایی نظیر پهلوی، صدام، نازیسم ،استالینیسم و... آورد!
***
سبز ، رنگی قدسی برای مطالباتی قدسی تر!
قدسِِ؛ بهار سبز پیروزی برای دو ملت ایران و فلسطین !