انتخابات و سیستم تک حزبی

   سيد مهدي ميرقيّوم نيا

اسدالله علم در جلد پنجم کتاب ((یادداشت های علم)) به تأسیس حزب واحد رستاخیز و رابطه ی آن با آخرین انتخابات عصر پهلوی می پردازد. ویراستار این کتاب در شرحی بر این موضوع می نویسد که: تشکیل حزب رستاخیز موجب بحث فراوانی درباره ی نقش سیاسی و اجتماعی آن شد. . بسیاری امید داشتند که در چهارچوب نظام تک حزبی اجازه ی ابتکار بیشتری به نمایندگان مجلس داده شود و رسانه های گروهی در گفتار و نوشتار خود آزادتر باشند. ولی توقع شاه از حزب با این انتظارات تعارض داشت.

در پایان خرداد سال ۵۴ ، انتخابات دو مجلس شورای ملی و سنا صورت گرفت . برخلاف رویه ی دوره های پیشین که نماینده ی مجلس را دولت از قبل برگزیده بود؛ این بار شاه پذیرفت که حزب رستاخیز در هر حوزه سه برابر کرسی های آن حوزه نامزد داشته باشد و مردم از میان آنان هرکدام را که خواستند آزادانه انتخاب کنند. هرچند در پاره ای از حوزه ها ، از جمله تهران روشن بود که دست کاری هایی در جریان رأی گیری صورت گرفته است؛ ولی همین آزادی محدود نیز با اقبال رأی دهندگان روبه رو شد. روز پس از رأی گیری( ۳۱خرداد ۵۴)  علم می نویسد که: ((اصولا شاهنشاه از پیشرفت انتخابات بسیار راضی و خوشحال بودند. عرض کردم چنین استقبالی و شور و هیجانی از مردم ، از بعد از ششم بهمن ۱۳۴۱ ندیده بودم. فرمودند؛ همین طور است.))

 با این همه شاه هیچ آزادی عملی را از سوی این نمایندگان روا نمی داشت. غروب همان روز بعد از انتخابات شاه به علم می گوید: (( به وزیر کشور [جمشید آموزگار] همین الان تلفن کن که چرا این قدر بی ربط و مهمل حرف می زنی؟ چطور می گویی رویه وکلای آینده معلوم نیست چه خواهد بود؟ مگر این ها وکیل حزبی نیستند؟ مگر وکیل حزبی می تواند از خط مشی حزب انحراف حاصل کند؟ )). شاه برای نمایش ظاهری دموکراتیک، حزب را به دو جناح پیشرو، به رهبری جمشید آموزگار و جناح سازنده به ریاست هوشنگ انصاری تقسیم کرده بود. بنابر یادداشت ۷ مرداد ۵۴،علم به شاه می گوید : ((وکلا دائما می پرسند که به کدام جناح بپیوندیم؟فرمودند ؛ منظور هم فکری است ؛ نه جناح و مقابله...!))  

در انتخابات ۳۰خرداد ۵۴که به ظاهر جناح آموزگار پیروز شده بود؛ پس از انتخابات ، نمایندگان منتخب در مهمانی شامی نسبت به آموزگار ابراز احساسات بسیار زیادی از خود نشان می دهند. شاه که تاب و تحمل این گونه محبوبیت های فردی را نداشت؛ او را احضار می کند و می پرسد که : ((...این هیاهو و جنجال چند شب پیش چه بود؟)) و سپس به آموزگار هشدار می دهد که: ((یک چیزی را به شما بگویم؛ دوران مصدق گذشته و دیگر تکرار نخواهد شد.)) چند هفته بعد از این دیدار ، شاه محرمانه دستور داد ؛ بیشتر سناتورها از جناح سازنده برگزیده شوند!

برای برگزاری انتخابات آزاد، وجود احزاب مستقل و نقش محوری آن ها ضرورتی انکار ناپذیر است. در کشورهای پیشرفته ، احزاب مختلف سیاسی ، ضمن ارائه ی برنامه های اجرایی کوتاه مدت خود برای اداره ی کشور، در چهارچوب برنامه های کلان ، کاندیدا یا کاندیداهای متناسب با آن برنامه را به مردم معرفی می کنند.احزاب می کوشند که برنامه ها را به کمک کارشناسان متخصص حزبی در درون حزب تدوین کنند و در فرصت تبلیغات انتخاباتی، ارائه دهند.در آن گونه نظام های سیاسی ، بیش و پیش از هر چیز، این برنامه های احزاب مختلف است که با هم رقابت می کنند. رقابت افراد در درجه ی دوم اهمیت قرار دارد.

اما در کشورهایی که حزب شکل نگرفته و یا نظام تک حزبی حاکم است؛ برنامه یا برنامه های اجرایی مدون وجود ندارد. نامزدهای انتخاباتی غالبا شاخص های مطلوب خود را به صورت شعار ارائه می دهند تا برنامه . کاندیداها بیشتر بر احساسات تکیه می کنند تا ارائه ی برنامه ها. البته موج احساس ،پس از ارائه برنامه مطلوب و منطقی ، ارزشمند است ؛ اما در این کشورها اغلب برنامه تحت تاثیر شعارها قرار می گیرند و مورد ارزیابی و چون و چرا قرار نمی گیرند.

وجود احزاب با هویت و مستقل از قدرت، بیش از پیش ضروری است. بکوشیم ضرورت تشکیل احزاب مردمی و مستقل را به نیازی عمومی تبدیل کنیم.