اخلاق و سیاست(31)
حکومت های تام گرا و واقعیت ستیزی
روایت:
اتابک فتح الله زاده* نویسنده ی افشاگر دوران حکومت سیاه استالینی شوروی روایت می کند که:
«افسر توده ای «رضا غریب آذر» که در دوران حکومت ترور وحشت استالینی در زندان باکو دراسارت ماموران امنیتی « ام ک و د» بود، نقل می کند که در زندان یک آذربایجانی ایرانی الاصل نظرش را جلب می کند. از او می پرسد که چرا دستگیرش کردند. او جواب می دهد که : «روزی در حیاط خانه مان در باکو با صدای بلند برای همسرم داستان خوابم را تعریف می کردم. از جمله گفته بودم که: دیشب در خواب به ایران رفتم. همسایه، فوری به پلیس گزارش داده بود که فلانی به ایران رفته است. از این رو مرا بازداشت کردند. ...من الان سه سال است که گرفتار زندانم. هر چه به بازجو می گویم ؛ بابا جان! من در خواب به ایران رفتم، راست راستکی به ایران نرفتم. بازجو عربده می کشد و می گوید: پدر سوخته! تو اگر فرد درست و حسابی هستی چرا خواب مسکو و یا لنینگراد را ندیدی ؟!» توضیح:
از نتایج روشن باورهای ایدئولوژی توتالیتر ، پافشاری بر جزمیت ها و دگم های بی اساس است. جزم انگاری چنان جان و روح باورمند به این ایدئولوژی را به اسارت می گیرد که یا یکسره چشم بر آشکارترین واقعیت ها می بندد و یا اصل آن را تحریف می کند. از سوی دیگر در این نوع حاکمیت ها، پیشوا آینه ی تمام نمای ایدئولوژی است. هاله ی قدسی که به دروغ گرداگرد چهره ی او ساخته اند ؛ تمام فرامین او را مقدس جلوه می دهد. شعار اساسی همه حکومت های توتالیتر این است که : پیشوا برتر از همه ! از بین معتقدان و سرسپردگان حکومت های تام گرا، ماموران امنیتی و بازجویان دقیقا به گونه ای پرورش یافته اند که بیشترین واقعیت گریزی و حقیقت ستیزی را داشته باشند.آنان که باید چشم و گوش مردم برای تامین امنیت جامعه و دفاع از حقوق شان باشند؛ آموخته اند که تابع بی چون و چرای فرامین پیشوا باشند و بدیهی ترین واقعیت را تنها با عینک پیشوا و در سایه اراده ی او ببینند. این است که ماموران امنیتی چنین رژیم هایی طوری با واقعیت ها می ستیزند که در غیر ارادی ترین امور انسانی از قبیل خواب نیز چون و چرا می کنند! نتیجه این می شود که زندانی شوربخت آذری در زندان باکو سال ها با بازجوی امنیتی واقعیت ستیز کلنجار می رود تا تفاوت خواب و واقعیت را بر او بنماید ؛ اما دریغ ...! انباشت بی حد ومرز واقعیت ستیزی درمجموعه ی حاکمیت توتالیتر از یک سو و جریان واقعیت در جامعه مستقل از اراده ی حاکمیت از سوی دیگر ، به تدریج حکومت را به طور طبیعی از مشروعیت انداخته و رو به زوال می برد. این هم تناقض دیگری در حکومت های تام گرا است که جدال شان با واقعیت به منظور گسترش اقتدار حاکمیت ،ضعف و فنای چنین حکومت هایی را رقم می زند.
* سه کتاب « در ماگادان کسی پیر نمی شود» ، «خانه ی دایی یوسف» و «اجاق سرد همسایه» اثر اوست که به واقعیت های ملموس جاری در حکومت ضد انسانی استالین می پردازد. مطالعه این کتاب ها را به همگان توصیه می کنم.
روایت:
اتابک فتح الله زاده* نویسنده ی افشاگر دوران حکومت سیاه استالینی شوروی روایت می کند که:
«افسر توده ای «رضا غریب آذر» که در دوران حکومت ترور وحشت استالینی در زندان باکو دراسارت ماموران امنیتی « ام ک و د» بود، نقل می کند که در زندان یک آذربایجانی ایرانی الاصل نظرش را جلب می کند. از او می پرسد که چرا دستگیرش کردند. او جواب می دهد که : «روزی در حیاط خانه مان در باکو با صدای بلند برای همسرم داستان خوابم را تعریف می کردم. از جمله گفته بودم که: دیشب در خواب به ایران رفتم. همسایه، فوری به پلیس گزارش داده بود که فلانی به ایران رفته است. از این رو مرا بازداشت کردند. ...من الان سه سال است که گرفتار زندانم. هر چه به بازجو می گویم ؛ بابا جان! من در خواب به ایران رفتم، راست راستکی به ایران نرفتم. بازجو عربده می کشد و می گوید: پدر سوخته! تو اگر فرد درست و حسابی هستی چرا خواب مسکو و یا لنینگراد را ندیدی ؟!» توضیح:
از نتایج روشن باورهای ایدئولوژی توتالیتر ، پافشاری بر جزمیت ها و دگم های بی اساس است. جزم انگاری چنان جان و روح باورمند به این ایدئولوژی را به اسارت می گیرد که یا یکسره چشم بر آشکارترین واقعیت ها می بندد و یا اصل آن را تحریف می کند. از سوی دیگر در این نوع حاکمیت ها، پیشوا آینه ی تمام نمای ایدئولوژی است. هاله ی قدسی که به دروغ گرداگرد چهره ی او ساخته اند ؛ تمام فرامین او را مقدس جلوه می دهد. شعار اساسی همه حکومت های توتالیتر این است که : پیشوا برتر از همه ! از بین معتقدان و سرسپردگان حکومت های تام گرا، ماموران امنیتی و بازجویان دقیقا به گونه ای پرورش یافته اند که بیشترین واقعیت گریزی و حقیقت ستیزی را داشته باشند.آنان که باید چشم و گوش مردم برای تامین امنیت جامعه و دفاع از حقوق شان باشند؛ آموخته اند که تابع بی چون و چرای فرامین پیشوا باشند و بدیهی ترین واقعیت را تنها با عینک پیشوا و در سایه اراده ی او ببینند. این است که ماموران امنیتی چنین رژیم هایی طوری با واقعیت ها می ستیزند که در غیر ارادی ترین امور انسانی از قبیل خواب نیز چون و چرا می کنند! نتیجه این می شود که زندانی شوربخت آذری در زندان باکو سال ها با بازجوی امنیتی واقعیت ستیز کلنجار می رود تا تفاوت خواب و واقعیت را بر او بنماید ؛ اما دریغ ...! انباشت بی حد ومرز واقعیت ستیزی درمجموعه ی حاکمیت توتالیتر از یک سو و جریان واقعیت در جامعه مستقل از اراده ی حاکمیت از سوی دیگر ، به تدریج حکومت را به طور طبیعی از مشروعیت انداخته و رو به زوال می برد. این هم تناقض دیگری در حکومت های تام گرا است که جدال شان با واقعیت به منظور گسترش اقتدار حاکمیت ،ضعف و فنای چنین حکومت هایی را رقم می زند.
* سه کتاب « در ماگادان کسی پیر نمی شود» ، «خانه ی دایی یوسف» و «اجاق سرد همسایه» اثر اوست که به واقعیت های ملموس جاری در حکومت ضد انسانی استالین می پردازد. مطالعه این کتاب ها را به همگان توصیه می کنم.
+ نوشته شده در شنبه نهم بهمن ۱۳۸۹ ساعت 15:19 توسط میرقیوم نیا
|