استبداد و فنای هویت ملی

دکتر احسان نراقی در  صفحه 127 کتاب «از کاخ شاه تا زندان اوین»  از هم سلولی بودن خود با مهندس محسن فروغی در زندان اوین در سال های 58 و 59 ، نقل می کند. فروغی از متخصصان آثار عتیقه بود.

نراقی می نویسد که فروغی نقل می کرد که "حدود سال 50 ، پرویز راجی ، منشی مخصوص هویدا به من تلفن زد و گفت که نخست وزیر تمایل دارد که در اسرع وقت با شما ملاقات کند. " . فروغی به ملاقات رئیس دولت وقت می رود و در جریان این ملاقات هویدا به او می گوید:

« آقای فروغی، من یک بلیط هواپیما برای رفت و برگشت به توکیو در اختیارتان می گذارم. در آنجا هم اتاقی در هتل برای تان رزرو کرده اند. ماموریت شما این است که شهرام، پسر اشرف به طور غیرقانونی، عتیقه هایی را از کشور خارج ساخته است و ظرف سه هفته ی آینده، می خواهد در حراجی ، آنها را به فروش برساند. ما می دانیم که او قبلا کاتالوگ هایی را نیز در این زمینه تهیه کرده و عتیقه ها را در زیر زمین بانکی به نمایش گذارده است. شما باید به آنجا بروید؛ اشیا را ببینید و پس از ارزش گذاری، برای من گزارشی تهیه کنید.»

فروغی پس از برگشت از توکیو؛ در گزارش خود به هویدا، ارزش مجموع عتیقه ها را شش میلیون فرانک برآورد می کند. هویدا می گوید که شهرام برای آن، دوازده میلیون می خواهد.

نراقی ادامه می دهد که فروغی برایم توضیح داد که هویدا بنابر پیشنهاد محرمانه ی شهبانو، تصمیم گرفته بود که  تمام این مجموعه را بخرد و به ایران بازگرداند. ضمن آن که به من گفت که شهرام به مدت 20 سال ، همواره در قاچاق آثار عتیقه ایرانی، نقش موثری داشته است.

توضیح:

اگر چه روایت فوق بی نیاز از هرگونه شرح و تفسیری است؛ اما باید یاد آور شد که سیستم های استبدادی و توتالیتر ، به  چیزی که اهمیت نمی دهند؛ آثار و مواریث فرهنگی است. مواریث فرهنگی به جا مانده از پیشینیان یک ملت؛ نماد هویت ملی است. نظام های دیکتاتوری و وابستگان به آن ؛ این آثار ملی را دستمایه ی منافع سودجویانه و جاه طلبانه ی خود می کنند. در حاکمیت های استبدادی ؛ "شهرام" های  فراوانی وجود دارند که با تکیه بر موقعیت های رانتی خود، مایل به فنای مواریث فرهنگی اند.

این هم یکی دیگر از آثار دیکتاتوری است که حضور سایه شوم آن بر سر یک ملت ، تهدید کننده ی "هویت ملی " است.