اخلاق و سیاست(51)
استبداد و افکارعمومی
در مقدمه ی کتاب "یادداشت های علم"ویراستار می نویسد که :
((دکتر حسن امامی، امام جمعه تهران که بسیار مورد توجه شاه بود؛در دیداری به او گفته بود که "افکارعمومی با فلان کار دولت موافق نیست. شاه از این گفته سخت برآشفته شده و از دکترامامی پرسیده بود که"افکار عمومی یعنی چه؟" )) جلدا-انتشارات مازیار-تهران 1377
در کشورهای دموکراتیک؛ فلسفه ی وجودی حاکمیت، خدمت به مردم است. بنابراین جلب رضایت عمومی ملت ؛ اساسی ترین دغدغه ی حکومت هاست. حکومت مستقل از اراده ی ملی تعریف نمی شوند.
اینجاست که افکار عمومی( (Public opinion یکی از شاخص های مردم سالاری در کشورهای پیشرفته محسوب می شود.
حکومت ها مکانیسمی را پیش بینی کرده اند که مدام "افکار عمومی " را رصد می کند. تصمیم گیری های اساسی کشور هم، اعم از سیاسی،اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی و... متکی براین فاکتور بنیادی است.
اما در مقابل؛ در کشورهای استبدادی و توتالیتر، آن چه که از هیچ ارزش و اعتباری برخوردار نیست؛ "افکارعمومی" است. در قاموس دیکتاتوری ؛ اراده ی حاکمیت مستبد؛ تمام فضای سیاسی کشور را پوشش می دهد و جایی برای "افکارعمومی" باقی نمی گذارد. دیکتاتورها حس می کنند که با میدان یافتن افکارعمومی و تاثیرگذاری آن بر تصمیم سازی ها، زمینه سقوط حاکمیت استبداد فراهم می شود.
در جوامع پیشرفته اما؛ موثر بودن افکارعمومی در جهت گیری های کشور، ضامن همبستگی ملی و بقای کشور تلقی می شود
.