چاپلوسی و مدیحه گویی قدرت

 

در جوامع سنتی و رشدنایافته، بخشی از روابط قدرت بر مبنای تملق و چاپلوسی است. چاپلوسان از طریق مدح و ثنای حاکمان، مسئولان و مدیران، در حقیقت وسیله تقرب و نزدیکی به موقعیت، منزلت و ثروت را فراهم می کنند.


محمود حکیمی در کتاب "هزارو یک حکایت تاریخی" خود از مدح گویی دلقکانه ی شاعران دربار شاه عباس می نویسد:


شاه عباس صفوی به شاعران شوخ طبع،بذله گو و البته متملق توجه ویژه ای داشت و آن ها را چون دلقکان دربارش می دانست!


همانند خواجه هدایت رازی مولانا خروس،حسن بیک ترکمانی و ... .


در این بین حسن بیک ترکمان کار تملق و چاپلوسی را به درجه ای رسانده بود که شاه عباس او را به لقب"سگ لوند"مفتخر کرده بود و همیشه او را با این لقب می خواند.


او هر نوع حقارتی را می پذیرفت و با مسخرگی و لودگی و سرقت اشعار دیگران،مورد لطف و عنایت شاهانه قرار می گرفت.


روزی شاه عباس به شکار رفته بود و او را با خود نبرده بود،به همین مناسبت حسن بیک یا همان سگ لوند،تک بیتی را سرود و برای شاه به شکارگاه فرستاد و مورد عنایت شاه قرار گرفت:


سحر آمدم به کویت،به شکار رفته بودی
تو که سگ نبرده بودی،به چه کار رفته بودی؟!

 

ارادتمند: میرقیوم نیا