سياست و تعصب

سيّدمهدي ميرقيّوم نيا

       مشهور است که روزي در مجلس شوراي ملي دوره ي احمدشاهي يکي از نمايندگان روحاني مجلس ضمن سخنان قبل از دستور خود، بي آن که مناسبتي داشته باشد شروع مي کند به ايراد وعظ ، ذکر مصيبت و مرثيه خواني!

       مرحوم آيه ا... سيد حسن مدرس که بر صندلي خود نشسته بود و به سخنراني همکار روحاني خود گوش مي داد؛ از جاي خود برخاسته و خطاب به او مي گويد :

       ((حضرت آقا! ميرزا حسين خان سپهسالار دو ساختمان بنا کرده ؛ يکي براي مدرسه و مسجد سپهسالار و ديگري هم همين مجلس شوراي ملي. اگر مي خواهي در  خصوص موضوع هاي ديني سخنراني کني و روضه بخواني ، به ساختمان مسجد سپهسالار برو که به مجلس وصل است و وقت مجلس را نگير!))

       به خاطر داشته باشيم معترض کسي همچون مرحوم مدرس است که جمله ي مشهور : ((سیاست ما عين ديانت ماست و...)) منسوب به اوست.

       اگر چه واقعه ي فوق در مجلس دوران قاجاري رخ داده است؛ اما از جمله آفاتي است که پس از انقلاب اسلامي بارها چه از سوي مردم و چه ازسوي قدرت، با آن مواجه بوده ايم. تکيه بر احساسات ديني به جاي عقلانيت در موارد تصميم گيري هاي اساسي جامعه ، استناد به پوسته ظاهري دين به جاي هسته آن اغلب مشکل زاست.

       جالب است زماني کساني از روي تعصب و اعتقاد به شمول گرايي ديني ، معتقد بودند که کل علوم مستقل، مي بايد اسلامي شود! به عبارتي جامعه ي اسلامي بايد با بنا نهادن ((فيزيک اسلامي)) ،((شيمي اسلامي)) ، ((رياضيات اسلامي)) و... با روند رشد اين علوم در غرب مرز و خط کشي داشته داشته باشد! خط کشي هايي که به نظر نگارنده جز خود کشي نيست! اين در حالي است که هيچ متني از متون ديني اين رويکرد را نه تنها تاييد نمي کند که در نقطه ي مقابل آن  نيز هست.

       صد البته اين شمول گرايي تعصب آميز و آرمانگرايانه مختص جامعه ي ما نيست؛ در جوامع غيرديني و ايدئولوژيک نيز بسيار تجربه شده است. شاهد بوديم که در اتحاد جماهير شوروي سابق، دقيقا به دلايل آرمان گرايانه با نظريه هاي علمي عمده اي از قبيل ((ژنتيک)) و ((تئوري نسبيت انشتين)) و... سال ها مخالفت شد. 

       دامن زدن به احساسات (به جاي عقلانيت ) مذهبي در تصميم سازي ها و اداره امور جامعه ، وضعيت را به مراتب دشوارتر مي کند. مديريت امور اجتماعي نگاهي عرف گرايانه، خرد ورزانه و مصلحت جويانه مي خواهد نه احساسات متعصبانه!  کمترين اثر احساسات متعصبانه اين است که واقع نگري را از آدمي مي ستاند.

      خوانندگان گرامي به خوبي واقفند که  کشور ما در سال هاي اخير شاهد حضور برخي مداحان خام سياسي بوده است. مداحاني که اغلب بي هيچ دانش و بينشي صرفا با نيت سوءاستفاده از احساسات مذهبي مردم، دنبال مقاصد بي ارج خودند! مداحي که با استفاده از تريبون مداحي در خصوص انرژي هسته اي ، انتخابات و... اظهار نظرمي کند؛ مخالفان سياسي خود را عمرسعد مي نامد و... آيا توجه به مصالح ملي دارد؟ تازه وقتي اين مداح هتاک مورد انتقاد قرار مي گيرد؛ در پاسخ مي گويد: ((مداح بايد جگر داشته باشد و اگر لازم باشد، فحش هم بدهد.))!

      نگارنده خود در اوايل پيروزي انقلاب از سوي گروه حزب ا... شهر چند باري به مجالس تصميم گيري شان دعوت شده است! به خوبي به ياد دارم که در اين جلسات هرگاه که با تکيه بر عقلانيت با تصميم گيري ها ي خام ، احساسي و بي پشتوانه ي سران شان  مخالفت ورزيده ام ، متعصبانه مخالفتم را به مخالفت با خون شهدا، معلولين ، خانواده هاي شهدا و...نسبت داده اند.يعني همان روش روضه خواني در مجلس تصميم گيري ! اگرچه تحولات اجتماعي، سياسي و فرهنگي به تدريج نگاه آرمانگرايانه در تصميم سازي ها را از متن جامعه به حاشيه رانده است؛ اما بايد به خاطر داشت که اين شيوه برخورد، آسان ترين راه براي حضور بي هنران در عرصه ي تصميم گيري است. ارتقاي آگاهي عمومي خلع سلاح اين بي هنران است!